بوی آخوندیسم مدرن میدهی نعیمه. ژست ها و گفته های روشنفکر مآبانه ات با رفتارهای متضادت تنها یک چیز را ثابت کرد؛ آخوند زاده آخوند زاده است هر چند فیس بوک داشته باشد و از تکنولوژی استفاده کند! همه ی اینها در خدمت شارلاتانیسم آخوندی درونت درخواهند آمد. چرا که ارثیه ی ژنتیکی هر آخوندزاده ای دروغ و دورویی و تزویر و وقاحت ذاتیست!
نام واقعی من " مانی" ست. نام نقاش بزرگ ایرانی را بر روی من نهادند. روح عصیانگر و نا آرام و زیبا پسند نقاش نیز همراه نامش مرا دربر گرفت تا ناگفته هایش را فریاد زند... نام مستعار عزراییل را برگزیدم و چنین گفتم در مورد خویشتن خویش.. عزراییل هستم... برخاسته از سرزمین پارس... آمده ام تا خواب خوش ساده اندیشان و خوش باوران را آشفته سازم ....بی محابا سخن خواهم گفت. کاری به قضاوت اطرافیان نخواهم داشت.مهم نیست مرا چه می خوانند. آنم که هستم.
۱۳۹۲ مهر ۲۷, شنبه
این جمله از هر کسی هست باید با طلا نوشتش.
منافع ملی یعنی اینکه باید از اقوام ملت ساخت، نه از ملت اقوام ، بنابراین اقوام ساکن در یک کشور تا خود را یک ملت ندانند نمی توانند چیزی بنام منافع ملی را درک و احترام نمایند.
تفاوت بین رضایت مندی و سازگاری
سازگاري :
سازگاري به اساس كنار آمدن فرد با خودش و شرايط جديدش اطلاق ميگردد به عبارت ديگر سازگاري به توانايي تغير رفتار در پاسخ به تغييرات محيطي اشاره دارد بطوري كه فرد بين آنچه كه ميخواهد و آنچه شرايط جديد در اجتماع برايش ايجاد كرده، توازن برقرار ميكند.
این سازگاری و کنار آمدن لزوما به معنی رضایت از شرایط جدید نیست ، بلکه هدف ایجاد تعادل و توازن حداقلی تا رسیدن به مطلوب ها و نیازها ا ست،و اگر این سازگاری از حد مورد انتظار فراتر رود می تواند به خمودگی رفتاری ، عدم رضایت و ناخشنودی وبه تبع آن پرخاشگری در محیط زندگی منجر شود.
نمونه این مدل رفتار سازگارانه را در ادبیات داستانی قطعا شنیده اید که:
در زمان هاي خيلي قديم ، پادشاهي بر دياري حكومت مي كرده است . او مالیات زیادی از مردم می گرفت و هر روز بر مقدار ماليات ها مي افزود . مردم هم نسبت به این وضعیت هيچ گونه اعتراضي نمی کردند! و ماليات اضافه را مي پرداختند.
پادشاه با ديدن حالت رضایت گونه و سكوت مردم ، هر بار دستور افزايش ماليات را مي داد .
بار آخر خيلي به مقدار ماليات افزود .و از وزير خود خواست بازديدي از شهر كرده و عكس العمل مردم را مشاهده نمايد . وزير چنين كرد . و وقتي به دربار مراجعت نمود ، از رضایت ، سكوت و عدم اعتراض مردم خبر داد! پادشاه متعجب شده و پرسيد چطور چنين چيزي ممكن است ؟ مگر میشود در برابر این همه فشار باز هم اعتراض نداشته باشند!
لذا دستور داد اين بار علاوه بر اخذ ماليات ، چوبي هم به مالیات دهندگان بزنند ! اين دستور اطاعت شد ...... باز مردم هيچ گونه اعتراضي نكردند !!
روز بعد پادشاه برای ارزیابی شرایط و عکس العمل مردم خود به بازديد از شهر پرداخت .
مردم با ديدن پادشاه آرام و به ظاهر راضی بودند و هيچ گونه اعتراضي نكردند ، شاه متعجب از اين قضيه ، قصد مراجعت به كاخ را داشت كه ناگهان مردي گفت این پادشاه عادل! من اعتراضی دارم ، اجازه می دهید!؟
پادشاه از اين كه عاقبت كسي لب به اعتراض گشوده است ... فرمود آن مرد نزديك شود و اعتراضش را بگویید!
او با حالتی خاص! به پادشاه گفت : قربان پرداخت مالیات حق و مال شماست ! ولی تعداد افرادي كه چوب به مامی زنند ، كم است . و ما مجبوريم ساعت ها در صف بايستيم . ... لطفآ دستور دهيد بر تعداد اين ها افزوده شود تا ما در صف ها كم تر معطل شويم ...!
این داستان بخوبی بیانگر سازگاری است نه رضایتمندی !
*رضایت مندی:
رضایت مندی و خشنودی نتیجه ادراکی است که انسان بر مبنای ارزیابی مثبت محیطی و تجربه فردی نسبت به جامعه خود بدست می آورد، بعبارت دیگر رضایت مندی پیامد احساسات و نگرشهای مثبت نسبت به موقعیت خود در جامعه است به طوری که این حالت مثبت به سلامت فیزیکی _ ارگانیکی و بهداشت روانی منجر شود.
رضایت مندی اگر به شکل صحیحی ایجاد شده باشد میتواند به مرتبه بالاتری بنام تعهد اجتماعی ، که یک نگرش مستمرو وفادارانه نسبت به جامعه است منجر شود.
انسان خشنود میتواند در عین حالی که رضایت مند است با عوامل نا خوشایند و فشارهای محیطی به سازگاری مثبت بپردازد.بنابراین خشنودی میتواند سازگاری را بدنبال داشته باشد ولیکن سازگاری لزوما به خشنودی نمی انجامد.
نمونه بارز آن رفتار مردم کشور در دوران جنگ و دفاع مقدس است، که علی رغم فشارهای زیاد ، حس وفاداری و تعهد خود را نسبت به جامعه و اهداف آن از دست ندادند.
بطور کلی در ایجاد رضایت مندی و نشاط عوامل مختلفی نقش دارند.بخشی از این عوامل درواقعویژگیهای تعیین کننده یک جامعه هستند که میزان شادی ،رفاه و متعاقبا رضایتمندی افراد آن جامعه را تعیین می کند، این عوامل عبارتند از:
ثروت:در اینجا منظور از ثروت میزان قدرت خرید مردم و امکان تهیه تسهیلات زندگی می باشد. این شاخص به طور واضح تعیین کننده استطاعت مادی افراد برای تامین نیازهای اولیه انسانی می باشد.
آزادی فردی: افراد در جوامعی راضی تر و شادمان تر هستند که محدودیتهای فیزیکی و روانی کمتری را تجربه می نمایند. بطور کلی احساس کنترل داشتن بر محیط به جای احساس در کنترل محیط بودن از عوامل تعیین کننده رضایت مندی و شادمانی می باشد که میزان آن در جوامع مختلف متفاوت است.
دسترسی به معلومات: این بعد بیشتر ماهیت شناختی ملزومات رضایتمندی و نشاط را یادآورمی شود و شامل عواملی چون سواد آموزی و میزان ثبت نام افراد در مدارس و دانشگاهها و استفاده از رسانه ها می باشد.
برابری: درک نابرابریهای اجتماعی می تواند در میان اقشار مختلف جامعه متفاوت باشد. این نابرابریها در اقشار پایین جامعه حس نابرابری را افزایش داده و زمینه آسیبهای اجتماعی را فراهم آورد در حالیکه در اقشار متوسط و تحصیلکرده جامعه ،نابرابری ، احساس وجود بی عدالتی اجتماعی را تقویت نموده و زمینه نارضایتی را ایجاد نماید.
بحث و نتیجه گیری :
زماني ميتوان سلامت اجتماعي را تضمين نمود كه افراد جامعه در وضعیتی حاکی ازرضایت و با نشاط باشند . رضایتمندی ، نشاط و شادی بیانگر پویایی جامعه در ابعاد توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و کاهش نابسامانی های خانوادگی است .
حال اگر ابعاد اشاره شده در جامعه سیری نزولی پیدا کند ، نشان دهنده سبک سازگارانه به منظور حفظ وضعیت جدید برای دستیابی و ایجاد تعادل و توازن حداقلی تا رسیدن به مطلوب ها و نیازها ا ست.در چنین شرایطی فساد و ناهنجاریهای اجتماعی در ابعاد مختلف رشد می یابند وحفظ منافع فردی جایگزین منافع جمعی می شود و جامعه مستعد گم گشتگی، از هم پاشیدگی وسقوط به مراحل پایین رفتار انسانی میشود.
نتیجه اینکه پذیرش شرایط سخت اجتماعی لزوما بیانگر رضایت مندی و آرامش واقعی در جامعه نیست ، بلکه نشان دهنده رفتار سازگارانه جهت کنترل شرایط تا برون رفت از آنمی باشدو اگر این رفتار طولانی شود عواقبی از قبیل: خمودگی رفتاری ، عدم رضایت و ناخشنودی وبه تبع آن پرخاشگری و مرگ اجتماعی خواهد داشت.
منبع: نت
منبع: نت
مینیمال های عزراییل: فرزند خواندگی.
این قوانین جدید فرزند خواندگی منو یاد نزول سوره ی احزاب و وضع قوانین غیر انسانی بر علیه فرزندخواندگان در زمان محمد رسول الله میندازه. باز معلوم نیست کدوم دیوث گردن کلفتی عاشق همخوابگی با فرزندخوانده اش شده که همچین قانون کثافتی وضع و تصویب شده.
۱۳۹۲ مرداد ۲۹, سهشنبه
مینیمال های عزراییل: ابو علی سینا و شاهزاده ی مالیخولیایی.
ابو علی سینا شاهزاده ی مالیخولیایی را که فکر میکرد گاو شده و ماع ماع میکرد، با تظاهر به کشتن و سر بریدن درمان کرد. حالا تکلیف ما با گاوهایی که فکر میکنند آدم شده اند و با ردا و عمامه و نعلین بر تخت نشسته اند چیست؟
۱۳۹۲ مرداد ۲۳, چهارشنبه
پایان همکاری من با بیرنگی.
خوشبختانه یا متاسفانه اتفاقی افتاد که من تصمیم گرفتم به فعالیت خود در بیرنگی خاتمه دهم. شاید یک اتفاق کاملا مسخره.
البته مشکل من این اتفاق نیست بلکه نتیجه ی نادرست گرفتن ازین اتفاق است که شرحش خواهم داد. گرچه که عدو اینبار سبب خیر شد.
یکی از فاحشگان مغزی خاله زنک بیکار و بی درد ول سوشیال بگیر که جز جاسوسی و مانیتور کردن و دروغ و دغل بافتن کاری بلد نیست و از قضا یکی از کاربران بیرنگی و فرندفید است به نفر سومی اطلاع داده بود که شخصی با نام اجل در فرند فید حسابی باز کرده که 100% خود عزراییل است. من صفحه ی این شخص را در فرند فید میگذارم. نوشته هایش را بخوانید و خود قضاوت کنید و شباهتش را با من پیدا کنید.
میخواهم دلایل مسخره ای را که من شنیدم برای شما بازگو کنم. اولین دلیل که این شخص من هستم نام اجل است. اجل به معنای مرگ. چون نام من هم عزراییل است. واقعا چه دلیل محکم و قاطعی!!
دومین دلیل عکس انتخابی پروفایل اجل است که عکس ازل هنرپیشه ی ترک است که مدیر سایت بی رنگی، سابق بر این ازین عکس در پروفایلش استفاده میکرده است.
سومین دلیل نوع نگارش نوشته های این شخص است. جل الخالق ازینهمه هوش و استعداد و نبوغ و اینهمه کارآگاه بازی. البته من دلایل رد این افترا را خواهم نوشت.
اولا من هرگز در فرندفید فعالیت ندارم و انقدر شهامت دارم که اگر مطلب، نقد، حرف و سخنی داشته باشم با نام واقعی خودم و در یک محیط مانند بیرنگی، بیان کنم. در نوشته های این شخص میبینید که احساس انزجار از محیطهای مجازی کرده است. همه ی سایتها را نام برده که بیرنگی نیز جزو آنهاست.
این کامنت من در بیرنگی که من بی پروا و بسیار رک اعتراضم را کرده ام. نیازی به پنهانکاری و ساختن آیدی در محیط های دیگر نداشته و ندارم.
تبریک میگم بهتون. دارین پا میذارین جا پای سایت های دیگه. استفاده از عامل زور هنر نیست.
مدیران بیرنگی جوابگو باشن.
این از این. کامنت اون آقا یا خانم اجل رو هم کپی میکنم میذارم:
سایت های ایرانی یکی از یکی داغونتر و بیخودتر. مدیریت ها افتضاح و جانبدارانه. پارتی بازی و فرق گذاشتن و نور چشم بودن هم بیداد میکنه. مملکته واقعا ما داریم؟
البته به جای مملکت باید بگم اینم مردمه که ما داریم؟ یکی چند تا شناسه داره دراز دراز میگرده و کسی کارش نداره. یکی یه شناسه داره میان بهر دلیلی یه وصله ای میچبسونن و حسابشو میبندن. - اجل
بالاترین-آزادگی- بیرنگی- ریشه ها- یکی از یکی آشغالتر و بی محتواتر و جناح بندی شده تر. - اجل
اگر من بیرنگی رو آشغال میدونستم تا همین امروز اونجا فعالیت نمیکردم. در ضمن من مدیر ریشه ها رو میشناسم و هرگز نمیگم اونجا هم آشغال و بی محتواست. چطور میشه برای سایتی(بیرنگی) که اینهمه زحمت کشیدم بیام بگم آشغاله؟
البته اون آقا/خانوم فاحشه ی مغزی به اینجاش فکر نکرده بود که من با مدرک تودهنی بهش میزنم که سرشو بذاره لای پاش و زوزه کنان بره پی زندگیش و مثل یک کاراگاه و جاسوس بی جیره مواجب چنین حماقتی رو نکنه. شاید برای خودشیرینی و عزیز شدن چنین کاری کرده که برای من مهم نیست.
در ضمن در لیست کسانی که این آقا/خانوم اجل سابشون کرده و اونها سابش کردن اشخاصی هستند که من اصلا نمیشناسمشون و این اشخاص زیر یکی از فیداشون با ایشون خوش و بش کردن که آدرس فیدو میذارم. دو تا خانوم که من اصلا نمیشناسمشون.
آدرس فید: http://friendfeed.com/ajal2/37540d74
یکی از دلایل فوق تخصصی که بیان کردن احتمال داره بنده باشم وجود این فیده: http://friendfeed.com/ajal2/757aaaed
آهنگی افغانی از خواهر فرید زولاند. چرا که من هم 6-7 ماه پیش چنین آهنگی رو در بیرنگی لینک کردم!! اگر به تعداد بازدیدهای این آهنگ در یوتیوب نگاه کنید میبینید حدود 10000 بازدید داشته.یعنی غیر از من نه هزار و خرده ای بازدید کننده داشته که ممکنه یکیش هم همین آقا/خانم بوده است. یاللعجب ازینهمه هوش و استعداد برای تشخیص یکی بودن آیدی ها در دنیای مجازی. خوبه من سازنده ی این آهنگ نیستم. :))
دلیل دیگری که من دارم و کسانی که منو میشناسن اینه که بنده عاشق نیستم. برخلاف این آقا که اظهار عاشق بودن کرده. بنده در تمام عمرم عاشق کسی نبودم و درد کهنه و غم نهانی و شکایت از جفای معشوق ندارم.
خانم/آقای فاحشه ی مغزی جاسوس. به کاهدون زدی عزیز. اومدی فتنه گری کنی خودت رسوا شدی.
اگر به صفحه فید نگاه کنین عکسی از یک نقاش هست که بنده در تمام عمرم و هرگز چنین عکسهایی رو در هیچ محیطی نذاشته و نخواهم گذاشت.
من با قاطعیت اعلام میکنم که این آیدی متعلق به من نیست و دلایلم را برشمردم. با خوشحالی منتظر جواب خانم/آقای فاحشه ی مغزی مینشینم که دلایل شباهت من با این آیدی را بیان کند.
اما سخنی با نفر سوم: چه میشود گفت که مبنای قضاوت شما بر اساس حرفهای فاحشگان مغزی باشد که اطراف شما را فرا گرفته اند؟ چه اعتراض یا حرفی باقی میماند که بتوان با شما گفت؟ جز تاسف!
اما در آخر، حرفی با جاسوس ناشی و دو به هم زن. خانوم/آقای فاحشه ی مغزی به جای دروغ بافتن و دوز و کلک زدن و حرف مفت درآوردن برای دیگران به زندگی خود برسید تا اینگونه شرمنده و سرافکنده نشوید. شما یک نوکر بی جیره مواجب هستید که 24 ساعته کاربران را دنبال کرده و رصد میکنید و از سر بیکاری و برای خالی نبودن عریضه به دیگران تهمت میزنید که خود را عزیز کنید. چیزی را که میخواهید ارزانی خود شما. من دلایلم را منطقی بیان کردم. امیدوارم به جای فرار کردن حرف خود را ثابت کنید که اگر نه بی آبرو خواهید شد. البته هستید. کسی که آبرویی نداشته باشد هر حرفی را بر زبان خواهد آورد.
شاید این سئوال پیش بیاد چرا من با بیرنگی خداحافظی کردم و به همکاری با این سایت پایان دادم؟ دلیلش را توضیح خواهم داد. وجود چنین فاحشگان مغزی درین سایت که جاسوس بی جیره مواجب هستند و کاری جز تخریب و دروغ و دو به هم زنی و ایجاد ناامنی و بی اعتمادی ندارند. اگر حساب این فرد و یا افراد بسته شود و مطمئن شوم محیط بیرنگی از لوث وجود چنین انگل هایی پاک شده است حتما فعالیت خود را از سر خواهم گرفت.
شاید این سئوال پیش بیاد چرا من با بیرنگی خداحافظی کردم و به همکاری با این سایت پایان دادم؟ دلیلش را توضیح خواهم داد. وجود چنین فاحشگان مغزی درین سایت که جاسوس بی جیره مواجب هستند و کاری جز تخریب و دروغ و دو به هم زنی و ایجاد ناامنی و بی اعتمادی ندارند. اگر حساب این فرد و یا افراد بسته شود و مطمئن شوم محیط بیرنگی از لوث وجود چنین انگل هایی پاک شده است حتما فعالیت خود را از سر خواهم گرفت.
اشتراک در:
پستها (Atom)